من تو را کم دارم

در سکوت شب من ،
ناگهان حادثه ای...
ناگهان وسوسه ای تلخ گذشت...
من تو را کم داشتم


در سکوت شب من ،
آسمان حرفی زد...
و غزل شعری شد...

در سکوت شب من،
موج گیسوی تو آرام نداشت
برق چشمان تو پیغام نداشت...
چه سرابی دارم
که امیدم به نگاهت...
سالها یخ زده است...

/ 4 نظر / 27 بازدید
Elisa

ممنونم که سر زدی بازم بیا وبم[ماچ][فرشته]

Elisa

میسی

Melisa

سلام عزیزم وب قشنگی داری به منم سر بزن ممنون منتظرم بای[گل]

علی فلسفی

خداوندا از بچگی به من آموختند همه را دوست بدارم حال که بزرگ شده ام و کسی را دوست می دارم می گویند: فراموشش کن دکتر علی شریعتی