من وتو

من در این دلواپسی ها نشسته ام تنها....

می خواهم با تو سخن بگویم....

می خواهم باز چهره ات را با همان لبخند کودکانه ببینم...

می خواهم هر چه انتهایش به اسم تو و یاد تو ختم می شود...

شعر هایم ناتمام ماندند...اسیر دلتنگی شدم من...

و خواب مرا به رویای با تو بودن می رساند...

کاش خیابان های شلوغ سهم ما نبود...

اما..غصه ای نخواهم خورد...اشکهایم را برای شانه های تو ذخیره خواهم کرد...

حرف های ناتمامم را به روی دیوار قلبم حک می کنم و با دیدنت همه را تکمیل می کنم...

پاییز از راه می رسد و ما دوباره به بودن و رسیدن به انتهای جاده ی سرنوشت می اندیشیم...

/ 7 نظر / 16 بازدید
coffe16

عالی بود!liiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiike

شهرزاد قصه گو

ای کاش همه کسی را داشتیم، برای کنار هم نشستن و حرف نزدن، برای سکوت کردن و فهمیدنِ هم، برای تماشای آسمان، برای فراموش کردن هرچه باب میل نیست و حس کردنِ خوشی و آرامش از عمق وجود… ســـــــــــلامـ صبح ادینه بخیــــــــــــر[گل][رویا]

سلاله

[دست][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

شهرزاد قصه گو

نگاهت را به کسي دوز که قلبش براي تو بتپه چشمانت را با نگاه کسي آشنا کن که زندگي را درک کرده باشه سرت را روي شانه هاي کسي بگذار که از صداي تپشهاي قلبت تو را بشناسه آرامش نگاهت رو به قلبي پيوند بزن که بي رياترين باشه لبخندت را نثار کسي کن که دل به زمين نداده باشه رويايت رو با چهره ي کسي تصوير کن که زيبايي را احساس کرده باشه چشم به راه کسي باش که تو را انتظار کشيده باشه اما عاشق کسي باش که تک تک سلولهاي بدنش تقدس عشق را درک کند سلامـ سلامـ سلامـ[رویا][گل]

شهرزاد قصه گو

صدای خنده "خدا " را می شنوی ؟؟ دعاهایت را شنیده و به انچه محال می پنداری میخندد [گل][رویا] +ســـــــــــــــــلامـــــــــــ[گل][گل][گل]ــــــــــــ

سلاله

سلام . خوبی .5 تیر تولد الیسا جونه برید بهش تبریک بگید خوشحال بشه .اینم وبش http://pishimaloosakman.blogfa.com