کلبه ای میسازیم

قدر عشق خودمان

غرق نور و شادی

با دو دست خالی

کلبه ای میسازیم

که پر از مهر و وفاست

و خدا هم با ماست

کلبه ی ما زیباست

نان در کاسه ی عشق

مهر در تنگ بلور

زندگی می گذرد

کلبه ی کوچک ما

سرد سرد است اما

حرم دستان تو

گرمی کلبه ی ماست

آسمان سقف ما

و زمین فرش ما

هرچه شد باداباد

این مهم است

که تو، درکنارم هستی

بودن تو کافیست

در کنارت انگار

کلبه از غم خالیست

بی تو کلبه هیچ است

قصه ای پوشالیست

حال دستان را

در دو دستم بگذار

هرچه شد در دنیا

دل به هم میبازیم

با دو دست خالی

کلبه ای میسازیم

/ 5 نظر / 21 بازدید
نويد

سلام خوشحال ميشم يه سر به سايت من بزنيد

علی فلسفی

غربت آن نیست که تنهاباشی،فارغ از فتنه فرداباشی،غربت آن است که چون قطره ی آب درپی دریاباشی،غربت آن است که مثل من ودل درمیان همه کس یکه وتنهاباشی.

خسرو پيري

نگذاریم گوشهایمان گواه چیزی باشد، که چشمهایمان ندیده نگذاریم زبانمان چیزی را بگوید، که قلبمان باور نکرده صادقانه زندگی کنیم. [گل][گل][گل][گل]

علی فلسفی

به یادت آرزوکردم که چشمانت اگرترشدبه شوق آرزو باشدنه تکرار غم دیروز.

انسان

زلالترین شبنم شادی را بر لبانت آرزو دارم... نا برای امروزت برای فردای هر روزت...